محمد تقي جعفري

115

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

از راه برميگرداند ، و يا سبد خود را با سيبهاى خيالى پر مىكند ، و يا خندهء عقلا او را به بيمارى روانى دچار مىسازد . و اگر تعقل و انديشهء خود را در راه اين بيهوده گرايى از دست ندهد جز تأسف براى از دست رفتن نيرو و تلف شدن وقت ميوه اى نخواهد چيد . قانون علت و معلول و ديگر روابط ميان رويدادها ، براى هر نتيجه اى مقدمه يا مقدماتى را ضرورى ساخته است . توقع معلول بدون علت ، توقع مختل شدن قوانين هستى را در بردارد . شتابزدگى آدمى در رسيدن به نتايج و هدفها باضافهء اين كه وصول به آنها را امكان پذير نمىسازد ، اغلب موجبات نوميدى و سستى و خطاهاى ديگرى را در سنجش و ارزيابى پديده‌ها و واقعيات فراهم مىآورد . گاهى بعضى از معلولها و نتايج با سرعتى بيشتر از حدّ معمولى به وجود مىآيد ، ساده لوحان گمان مىبرند هر معلول و نتيجه اى داراى انعطافى است كه مىتوان آن را از حلقه‌هاى زنجيرى علل و مقدمات بريده در موقعيت دلخواه قرار داد اينان نمىدانند كه نسبيت موضعگيرى انسانها در مقابل علل و معلولات و همچنين امكان وجود عللى كه مخفيانه در سرعت بوجود آمدن معلولات و نتايج از طرف ديگر ، مؤثر مىباشند ، استثنايى در قانون عليت وارد نمىسازد . امّا تطبيق جملهء فوق به موقعيت امير المؤمنين عليه السلام ، كاملا روشن است ، زيرا خوش بينى مردم به يكديگر ، از يك طرف و شايع ساختن رضايت امير المؤمنين عليه السلام به جريانات پس از وفات پيامبر كه تا اواخر خلافت عثمان ادامه داشت ، از طرف ديگر ، مردم را از آمادگى پذيرش حكومت آن حضرت محروم ساخته بود . به همين جهت بوده است كه اقدام او به گرفتن حكومت ، مانند چيدن ميوهء نارس و كاشتن در زمين ديگران بوده است ، زيرا تنها خطاهاى آشكار دوران عثمان بود كه نياز قطعى مردم را به زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام آشكار ساخت . گسترش رفتار و انديشهء گذشتگان در فضاى اجتماع در بارهء حكومت ، همان زمين ديگرى بود كه دانه‌هاى حكومت على ( ع ) نمىتوانست در آن پاشيده شود و نمو كند .